تبلیغات
گلوله ها می نویسند - جاده خاكی نرو

سقراط : نبینید چه كسی سخن می گوید بلكه بشنوید او چه می گوید .

(( كسی كه به اوضاع زمان خود آگاه باشد گرفتار هجوم اشتباهات نمی شود ))

باید به حكم سپیده از كوچه شب گذر كرد


كوچه هایمان را به نامشان كردیم تا هرگاه آدرس منزلمان را می دهیم بدانیم از گذر گاه كدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

علیرضا

جستجو

 

جاده خاكی نرو

دوشنبه 5 دی 1390   09:16 ب.ظ


نوع مطلب : دانشگاه ،جامعه ،ستارگان آسمان خاكی ،







دختران و پسران دانشجو به كجا چنین شتابان !


روی صحبتم با توست .

با تویی که پنداشته ای دانشگاه با تدفین لاله های بی سر و پلاک های بی نشان شبیه به گورستان می شود و ندانستی که این پلاک های بی سر، زمانی نشانی داشتند و ستاره ای بودند بر تارک دانشگاه عشق.

چند روز پیش وقتی متن بیانیه دانشجویان 26 واحد دانشگاه آزاد را می خواندم باورم نمی شد که دانشجویی که قرار است افسر ما در خط مقدم جنگ نرم محسوب شود ،حال شده ملجاء افکار لیبرالیستی غرب ، البته می دانم که نباید تعمیم داد، اما اندکش برای ما بسیار است

می خواهم بدانم معطر کردن فضای دانشگاه به عطر شهید ،باعث شرمندگی و افتخار ورزیدن به آن، اوج وقاحت و عقب ماندگی است؟ یا طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه زاییده افکار پوسیده و طالبانی است؟یا طرح عفاف و حجاب و رعایت شرع در دانشگاه شده است افکار قرون وسطایی؟ الفاظ و القابی که تکرر بیانش هم باعث شرمنده گی می شود

همنوا با جریان باصطلاح انحرافی امروز، نوشتید که نمی گذاریم به دختران دانشجو نوع خاصی از پوشش تحمیل شودشما چه فکر کردید؟ بگذارید با قطعه ای از وصیتنامه  شهید احمدی (رتبه اول کنکور در سال 64) از شما بپرسم چه کسی می تواند این معادله را حل کند ؟چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟ چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن ،یعنی آتش، یعنی گریز به هرجا، که اینجا نباشد،یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ جوانم چه می کند و سرنوشت دخترم چه شد؟ به راستی کجای این سوالها و جوابها قرار دارید؟کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود ، از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبراست؟ آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد میکند؟ که بی شرمان زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپرده اند کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگید؟کشته شده و در آنجا دفن گردیده؟ چه کسی است که معنی این جمله را درک کند،نبرد تن و تانک؟! اصلا چه کسی می داند تانک چیست؟ چگونه سر 120 دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود؟آیا می توانید این مسئله را حل کنید؟گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله هزار متری شلیک می شود و در مقصد به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ کرده و گذر می کند حالا معلوم نمایید سر کجا افتاده است ؟کدام گریبان پاره می شود؟کدام کودک در انزوا و خلوت اشک می ریزد؟ و کدام وکدام ...؟توانستید؟اگر نمی توانید، این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید؛ هواپیمایی با 1/5 برابر سرعت صوت از ارتفاع 10 متری سطح زمین ،ماشین لندکروزی را که با سرعت در جاده مهران –دهلران حرکت می نماید ،مورد اصابت موشک قرار میدهد ،اگر از مقاومت هوا صرف نظر کنید، کدام تن می سوزد؟ کدام سر می پرد؟ چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟ چگونه باید آن ها را غسل داد؟ چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم ؟چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم ؟ چگونه می توانیم درها را به روی خود بببندیم و چون موش در انبار کلمات کتاب لانه بگیریم ؟

کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امید نفس می کشی؟ کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟ از خیال،از کتاب،از لقب شامخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد؟ کدام اضطراب جانت را می خورد؟ دیر رسیدن به اتوبوس ؟ دیر رسیدن سر کلاس،نمره گرفتن؟ دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک،به ماشین،به قبولی در فوق دکترا؟

صفایی ندارد ارسطو شدن            خوشا پر کشیدن ،پرستو شدن

پسرک دانشجو ،به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است،جوانی به خاک افتاده است

ای دخترک دانشجو ، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد را به اشک نشانده اند و آنان را زنده به گور کرده اند ،هیچ می دانستی؟ حتما نه!... هیچ آیا آنجا که کارون ،دجله و فرات به هم گره می خورند به دنبال آب گشته ای تا اندک زبان خشکیده کودکی را تر کنی،و آنگاه که قطره ای نیافتی با امیدهای فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی اما دیدی که کودک دیگر آب نمی خورد!!اما تو اگر قاسم نیستی ،اگر علی اکبر نیستی،اگر جعفر و عبدالله نیستی،لااقل حرمله مباش ! که خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد ، من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد...

برادر دانشجو بیدار باش ...



نوشته شده توسط : علیرضا