تبلیغات
گلوله ها می نویسند - دریاب !

سقراط : نبینید چه كسی سخن می گوید بلكه بشنوید او چه می گوید .

(( كسی كه به اوضاع زمان خود آگاه باشد گرفتار هجوم اشتباهات نمی شود ))

باید به حكم سپیده از كوچه شب گذر كرد


كوچه هایمان را به نامشان كردیم تا هرگاه آدرس منزلمان را می دهیم بدانیم از گذر گاه كدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

علیرضا

جستجو

 

دریاب !

شنبه 5 شهریور 1390   02:19 ب.ظ


نوع مطلب : ناگفته ها ،

                            

                                             شیمیایی ها 

                                              را  

                                                 دریابید....



للحق

دیگر در این شهر جای زندگی نیست         تا ناخدایانند جای بندگی نیست

این تیره دلها از شقایق سر بریدند            اینها برای آخرت ضلت خریدند

دیندارهای شهر ما در خواب رفتند           اهل نماز و عشق بازی آب رفتند

دیگر کسی اهل دعا اهل ثنا نیست         دیگر کسی دنبال مردان خدا نیست

پیر غریب شهر از ما خسته گشته            از نا مرادی ها دو بالش بسته گشته ........

غبار و  آلودگی خیلی وقت است سینه ی شیمیایی های آسایش گاه جانبازان را می فشارد.....

هوا هر روز بدتر و بدتر میشود .... و دیگر امیدی به ماندن این بر و بچه ها نیست.... در لحظه هایی که خون جگرهایشان را بالا می آوردند تنها امیدشان این بود که پای رکابشان ایستاده ایم و حتی یک قدم عقب ننشستیم....

28 سال است همدمش شده تخت و در و دیوار اتاقی که برایش حکم زندان را پیدا کرده.... بله موسی سلامت ها را می گویم که اشکهایشان فقط وقتی جاری می شود که از آنها بپرسی : از خدا چی میخوای ؟؟؟؟

آرزو دارند بال بگشایند و از این قفس کثیف فرار کنند.....

آقایان کلاهتان را بالاتر بگذارید تا چشمهایتان ببیند جامعه ای را که دیگر دارد نفس های آخر عفت و حیا را می کشد و دیری نیست که از نفس بیفتد و بدست آزادی طلبان لخت مسلک بیفتد......در و دیوار این شهر تهران گواه بی شرمی ها و بی پردگی ها شده و دیگر حیات در این شهر را باید ممات دین و اسلام خواند....

شهری که شهردارش  در میان شهرداران پایتخت های دنیا دنبال جایگاه بالا تر از رتبه ی دهم میگردد تا به شهرنشینانش اثبات کند که چقدر توانا است..... شهری که در آن روحانیت را پله ای یافتند برای وصال به اغراضشان ..... چند وقت است به مترو تهران سری نزدید ؟؟؟

حتما بروید و ببینید که آقای شهردار ایستگاههای فرهنگی به پا کرده و در هر ایستگاه یک طلبه ی جوان را نشانده تا به سوالاتی که مردم از او ندارند جواب دهد.... طلبه ای در طول روز شاید یک مشتری داشته باشد آن هم برای این میآید که او را مسخره کند یا.......

راستی جایتان خال بود در زیر سایه بان فرهنگی بازار تهران....

 مگر دفتر پاسخ به عقاید شرعی مردم کالسکه های بازار است که آن را آوردید و کف خیابان پهن کردید... از وزارت ارشاد گرفته تا شهرداری و پلیس و..... همه در کشته شدن این چند شهید اخیر امر به معروف و نهی از منکر مقصرید و مجرم.... اگر در این سالها تدابیرتان نه از سر خود خواهی و خودسری بلکه از روی صداقت و نیت پاک بود تا به حال فرهنگ حجاب و عفاف را آنطور جا انداخته بودیم که امروز گردن آن حرامی ای بالای دار باشد که جلوی ناموس مردم را میگیرد و... آنهم زنی که چادر به سر دارد و سند حقانیت فاطمه را به دوش می کشد.... نه آن طلبه ای که به جرم ادای واجب دینش قربانی بی کفایتی های آقایان شود....

در هر صورت خدا اگاه است و این مملکت صاحبی دارد... خدا را به صاحب این مملکت قسم میدهیم کسانی را که باعثان و بانیان این فساد و فحشا بودند و همچنین آنان که در مقابله ی با آن احمال می کنند را خود پاسخی دهد که از شرم بی آبرویی نتوانند در میان مردم سر بلند کنند.....


نوشته شده توسط : علیرضا